عجیب ترین دروغ تاریخ
به نام خدا
امروز هنگامی که برای زیارت به قبرستان بقیع - آن غریبستان غریب – رقته بودم، یکی از شرطه ها ما را به کناری کشید و قریب به
4 – 5 جلد کتاب - که همه به زبان فارسی هم بودند – به ما داد.
یک کتاب در مورد فضائل جناب ابوبکر بود، کتابی دیگر واقعه غدیر را تحریف کرده بود و خلاصه کتب دیگر هم به نحوی قصد داشتند ما شیعیان را یک طوری مشرک معرفی کنند.
نام یکی از کتاب ها "عجیب ترین دروغ تاریخ" بود. به نظر شما عجیب ترین دروغ تاریخ که از نظر آنان ما این دروغ را بافته ایم چیست؟
واقعه ی غدیر؟
خیر! آنان معتقدند واقعه غدیر اتفاق افتاده اما یک طور های دیگری آن را تحریف کرده اند! بحثم این ها نیست شاید بعدا مطلبی راجع به نظر آنان راجع به غدیر نوشتم اما بحثم الآن عحیب ترین دورغ تاریخ است...
پس اگر موضوعش غدیر نیست، به نظرتان ما چه دروغی داریم بگوییم؟ آن هم دروغی به این بزرگی که نویسنده کتاب به خود جرئت داده آن را عجیب ترین دروغ تاریخ بنامد؟
عجیب ترین دورغ تاریخ نام کتابی 200 صفحه ای در مورد امام دوازدهم شیعیان...!
نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم به حال خودمان یا به حال آنان...
تمام نظرات شیعه را در مورد وجود مبارک امام زمان نوشته بودند و آن را نقد کرده بودند... حرفهایی زده بودند از قبیل این که چه طور می شود شخصی بعد از 1200 سال هنوز زنده باشد؟ به صورت پیر ظهور میکند یا جوان؟ یا اینکه مگر می شود او بدون خانه زندگی کند؟ اگر خانه دارد خانه اش کجاست؟ مادرش او را چگونه باردار شده؟ مگر می شود امام حسن عسگری – من می گویم امام را – که تمام عمرش را در زندان بوده بچه دار شود؟
خلاصه از همین اراجیف به هم بسته بودند و کتاب را به 200 صفحه رسانده بودند و به زبان های فارسی و عربی و انگلیسی و ترکی و .... به تعداد بالا به چاپ رسانده بودند و به طور مجانی در اختیار مردم قرار می دادند.
دشمنان حضرت مهدی از همین حالا لشگر کشی های خود را آغاز کرده اند و به شدت در حال یار گیری هستند، اما در مقابل ما چه کار کردیم؟ تا به حال شده یک نویسنده کتابش را رایگان در اختیار مردم قرار دهد؟ تا بحال سعی کردیم ما هم یار گیری کنیم؟ یا اصلا سعی کرده ایم خودمان از یاران امام زمان باشیم؟
دست روی دست گذاشته ایم و گاه گاهی اشخاصی مثل من حرفی می زنند و سپس خفه می شوند...
با خودم فکر می کردم آیا تا بحال شده هنگامی که امام زمان به زیارت بقیع رفته به او هم از این کتاب ها داده باشند؟ چقدر مظلوم است اماممان! و ما هم به این مظلومیت دامن زده ایم... وقتی هنوز نتوانسته ایم ثابت کنیم که لیاقت ظهور اماممان را داریم قطعا معلوم است که نا لایقیم....
اوضاع را دارند به هم می ریزند و ما سعی نمی کنیم تا اوضاع را برای ظهور اماممان فراهم سازیم.
اگر امام زمان در چنین شرایطی ظهور کند، آیا همین ها که این کتاب های صد تا یه غاز را نوشته اند اولین اشخاصی نخواهند بود که با او به مخالفت برخواهند خاست؟ من مطمئنم تا ما اینگونه ایم و اوضاع اینگونه امام زمان ظهور نخواهد کرد. و اگر می خواست در چنین شرایط نا مساعدی ظهور کند پس اصلا چرا غایب شد؟
این امتحان امت است که ثابت کنند امامشان را می خواهند و برای ثابت کردن نباید دست روی دست گذاشت، باید رو به جلو قدم برداشت. و من به فکر این هستم که چرا نتوانسته ایم بعد از 1200 سال ثابت کنیم اماممان را می خواهیم؟
و این سوال در ذهنم تداعی میشود که امروز که جمعه بود من چه کاری برای ظهور امام زمان انجام داده ام؟
اینجا سایه بانی است برای فرار از گرمای سوزان سکوت و بی خیالی که تنمان را عجیب سوزانده!