به فریادم برسید!

تا سه چهار سالگی که اصلا نمی دونستم چیه!!!

فکر می کنم تو همین سن و سالها (یعنی سه چهار سالگی) بودم که خبر فوت یکی از اقوام رو دادند...

یادمه صبح خیلی زود بود که زنگ زدند خونمون، وقتی از خواب پریدم (به خاطر صدای زنگ تلفن) هنوز آفتاب در نیومده بود و بابام داشت نماز می خوند...

 .

.

ادامه نوشته

درب خانه ها یتان را ببندید!!

این قضیه حجاب هم در این جمهوری اسلامی داستانی شده است! عده ای می آیند و گشت ارشاد به راه می اندازند، گروهی دیگر دم از مخالفت می زنند. گروهی دیگر می آیند و می گویند باید کار فرهنگی کرد و من آخرش هم نفهمیدم چه کسی به چه کسی است؟ و چه چیزی به چه چیزی؟ و من چه کسی هستم؟ اینجا کجاست؟ کی من را....؟

ادامه نوشته