درب خانه ها یتان را ببندید!!
این قضیه حجاب هم در این جمهوری اسلامی داستانی شده است! عده ای می آیند و گشت ارشاد به راه می اندازند، گروهی دیگر دم از مخالفت می زنند. گروهی دیگر می آیند و می گویند باید کار فرهنگی کرد و من آخرش هم نفهمیدم چه کسی به چه کسی است؟ و چه چیزی به چه چیزی؟ و من چه کسی هستم؟ اینجا کجاست؟ کی من را....؟
بالاخره حجاب خوب است یا نه؟ باید باشد یا نه؟ حجاب یکی از قوانین دین ما هست یا نه؟ آیا حجاب محدودیت است و بی حجابی تمثالی از آزادی؟ آیا ما آزادیم یا محدود؟ ما مسلمان هستیم یا نه؟ قرآن کتاب ما هست یا نه؟ ما در همین قرآن آیه هایی در مورد حجاب داریم یا نه؟ این جمهوری ، اسلامی هست یا نه؟
پس اوضاع چرا اینگونه است؟
بزرگی می گفت: حجاب مانند درب یک خانه است و نگاه هوس آلوده ی مردان مانند دزد! به دزد نمی توانی بگویی دزدی نکن، شما خودت باید مواظب بسته بودن درب خانه ات باشی!
و من معتقدم این نگاه های دزدانه ، ذره ذره انسانیت زنان بی حجاب را می دزدد، حال آنکه بفهمند یا نفهمند، بخواهند یا نخواهند!
فعلا نمی خواهم در مورد فلسفه حجاب سخنی به میان بیاورم، بله حرفهای زیادی راجع به فلسفه حجاب می توان گفت و قلم فرسایی ها می شود کرد. اما فعلا می خواهم با حجاب به مانند یک قانون برخورد کنم! قانونی همانند دیگر قانون های جمهوری اسلامی، مانند قوانین راهنمایی و رانندگی! همه بر این امر معتقدیم که قانون برای کمک به انسان هاست و زندگی بدون قانون می شود جنگل! و هر کس هر کاری که می خواهد انجام می دهد، حال آنکه اینجانب معتقدم جنگل هم با همه ی بی قانونی اش، قوانین خاص خودش را داراست، و ما بدون انصاف همیشه جنگل را بدون قانون معرفی می کنیم. اصلا امکان ندارد بدون هیچ قانون مشخصی به زندگی ادامه داد و باید قبول کرد که هر قانونی در نفس خود مانع آزادی است – آزادی به معنای عام - ! و باید قبول کرد هیچ کجا آزادی مطلق وجود ندارد، زیرا این دنیا قابلیت مطلق ندارد!
بگذرم، حجاب یکی از قوانین جمهوری اسلامی و قوانین دین ماست برای بهتر زندگی کردن ما! همچون قوانین راهنمایی و رانندگی!
و من می خواهم مقایسه ای کوچک بین این دو قانون انجام دهم!
تا به حال دیده اید کسی به قانون چراغ قرمز و سبز اعتراضی کند؟ البته دیده ایم افرادی به این قانون بی اعتنایی کنند اما کسی نمی تواند بگوید این قانون ایرادی دارد، زیرا همه فهمیده ایم که اگر این منع آمد و شد و این قرمز و سبزها نباشند ممکن است خودمان به مشکل بر بخوریم ! همه ی ما قبول کرده ایم که قانون چراغ قرمز قانون خوبی است، حال آنکه این قانون توسط بشر وضع شده است، اما چرا هنوز نتوانسته ایم قانون حجاب را - قانون منع در برخورد بین هر زن و مرد را- قبول کنیم؟ حال آنکه وضع این قانون از جانب خداوند متعال بوده است؟
حجاب در برخورد های روزمره زنان و مردان حکم همین چراغ قرمز و سبز را دارد، برای عده ای قرمز است و برای عده ای چراغ سبز! نه باید همیشه قرمز باشد و نه باید همیشه سبز باشد. شما یک چهار راه را در نظر بگیرید که از هر چهار طرف چراغش سبز شود، آیا مشکلی بوجود نمی آید؟ آری که بوجود می آید. و من نمی دانم چرا وقتی شخصی از یک چراغ قرمز عبور می کند هزاران پلیس جلوی راه او سبز می شوند و او را جریمه می کنند و با او برخورد می کنند و تذکر می دهند، اما وقتی کسی از چراغ قرمز حجاب عبور می کند شخصی با او کاری ندارد؟ کسی او را جریمه نمی کند؟ کسی به او تذکر نمی دهد؟
من معتقدم باید با قانون حجاب هم همانگونه برخورد کرد که با قوانین راهنمایی و رانندگی برخورد می شود. گاهی قضیه با تذکر لسانی حل می شود، گاهی با جریمه کردن، گاهی هم با اعمال مجازات های شدید تر، با هر کس به اندازه ی جرمی که انجام داده! و البته قبل از اینها فرهنگ سازی و توجیه مردم!
لابد دیده اید در تلوزیون جمهوری اسلامی چقدر مردم را به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی دعوت می کنند؟ آیا شده است همین تلوزیون یک بار صراحتادر مورد حجاب صحبت کند؟
دروغ چرا همین الآن هم که من این حرفها را می زنم، می ترسم اگر خدایی نکرده فردا اتفاقی افتاد و معروف شدم و این مقاله به دست چهار نفر دیگر هم رسید، هزاران انگ و برچسب بچسبانند که فلانی دشمن آزادیست! فلانی دگم است، و فلانی فلان فلان است!
بگذرم، به نظرم باید در کنار فرهنگ سازی همه جانبه که متاسفانه نیست، کمی هم با کسانیکه در این ماجرا مغرض هستند بر خورد کرد.
جایتان خالی رفته بودم مشهد برای زیارت امام هشتم، در بازار رضا زنی را دیدم با 7 قلم آرایش، لابد برای زیارت آمده بود دیگر! تا اینجای قضیه جالب بود اما هنگامی جالب تر شد که همان زن را در حرم امام رضا با چادر و حجاب کامل یافتم!
منظورم از فرهنگ سازی این است، آیا شما تا به حال دیده اید وقتی کسی را اجبار می کنند ابتدا چادر بپوشد سپس وارد حرم شود، از این اجبار کدورتی به دل بگیرد و ناراحت شود؟ معلوم است که جواب منفی است، زیرا فرهنگش را ساخته اند. و من باز هم نمی دانم که چطور می شود همه ی ما فهمیده ایم که نباید بی حجاب خدمت امام رضا مشرف شویم؟ اما هنوز نفهمیده ایم در محضر خدا هم کمی بعضی از مسایل را رعایت کنیم!
بپردازم دوباره به اصل قضیه، بعضی از کارها و بعضی از قوانین اگر انجام نشوند فقط آسیبش به خود شخص می رسد،مانند نبستن کمربند ایمنی. اما گاهی اینگونه نیست و بعضی از جرایم نه تنها به خود شخص بلکه به چند نفر دیگر هم آسیب می رساند مانند سرعت و سبقت غیر مجاز، بی حجابی از همان جمله کارهایی است که آسیبش نه تنها به شخص بلکه به جامعه می رسد.
چه کسی گفته حجاب یک مساله شخصی است و هر فرد مختار است حجاب داشته باشد یا نداشته باشد؟ حجاب یک مساله اجتماعی است. بی حجابی نه تنها به خود شخص که بل به تمام جامعه آسیب می رساند. چه کسی می تواند تضمین کند من جوان مجرد با دیدن یک بی حجاب 7 قلم آرایش کرده به گناه و زحمت نیافتم؟ حال آنکه به هر حال تاثیرش را مستقیم یا غیر مستقیم خواهد گذاشت و اولین آسیب جرم بی حجابی ، تضعیف نهاد خانواده است و این ضرر بسیار بزرگی به نهاد یک اجتماع است!
بیایید کمتر حرف بزنیم وبیشتر عمل کنیم. به جای نوشتن بالای سر در مغازه ها که : "از پذیرفتن زنان بی حجاب معذوریم،" واقعا کمی هم معذور باشیم! بیایید. یک یا علی بگوییم و این بساط بی فرهنگی را با فرهنگ سازی عمیق ایرانی اسلامی برچینیم و دستش را برای همیشه کوتاه کنیم و امیدوارم خداوند نسل کسانیکه دشمن عفت و حیا و انسانیت هستند را از روی زمین بردارد و دستشان را از این مملکت کوتاه کند.
اینجا سایه بانی است برای فرار از گرمای سوزان سکوت و بی خیالی که تنمان را عجیب سوزانده!