90 در ترازو
چندسال پیش بود که خبر به روی آنتن رفتن برنامه ای صرفاً فوتبالی و با رویکرد تحلیلی به نام 90، نوید اتفاقاتی امید بخش را در کشتی طوفان زده ی فوتبال ایران می داد. نقد های کارشناسانه و فنی، دعوت از کارشناسان خبره ی فوتبال و بررسی های دقیق نقاط ضعف داوری ها و... براین امر صحه می گذاشت. مدیرانی که تا آن زمان خود را پاسخگوی هیچ کس و هیچ جا نمی دانستند، مجبور به پاسخگویی شدند. داوران بیش از پیش مراقب قضاوت هایشان بودند تا ترکش های انتقادات 90 به داوری ها، به آنان اصابت نکند. بازیکنان بیش از گذشته سعی می کردند بر اعمال و رفتار خویش تسلط داشته باشندتا بهانه ای به دست 90 ندهند. این ها گوشه ای ازتأثیرات مثبت 90 بودند که هنوز هم کم وبیش پابرجا هستند.
رفته رفته اما "90" از مسیر اصلی خود که همانا فراهم کردن بستری مناسب برای نقادی منصفانه بود، خارج و مبدل شد به میدانی برای تاخت و تازهای ماجراجویانه ی مجری جوانش.
ناگفته پیداست، هنگامی که آتش خشم و غضب شعله ور می شود، عقل و منطق نخستین قربانیان این آتش خواهند بود. هنگامی که در انسانی، پدیده ی خشم و عصبانیت بروز می کند، معمولاً نمی توان از او انتظار سخنان منطقی داشت. قطعاً عادل فردوسی پور با این درجه از هوشمندی، به این نکته واقف است و آن را به خوبی درک می کند. به این معنا که برای او کاملاً قابل پیش بینی است که وقتی با زیرکی و با سخنان دو پهلو، اعصاب میهمان برنامه ویا طرف مکالمه ی تلفنی را به بازی می گیرد، از غلظت عقلانیت در برنامه ای که قرار است عقلانی باشد، کاسته می شود. وقتی میهمان یا طرف مکالمه ی تلفنی، سخنان گزنده ونیشدار فردوسی پور راکه به جای عملکرد، شخصیت او را هدف قرار داده است، می شنود و خود را کاملاً بی دفاع و مظلوم می یابد، طبیعتاً دچار عصبانیتی اجتناب ناپذیر می شود. تازه این جاست که او به دامی می افتد که مجری برنامه برایش پهن کرده است. به این ترتیب که با برهم خوردن نظم ذهنی او و درنتیجه خارج شدن سخنانی نه چدان منطقی از دهانش، بهانه ای به دست فردوسی پور داده شده است تا او را به انواع اتهامات، متهم سازد و در مقابل چشمان مردم، اعتبارش را خدشه دار گرداند. این تاکتیک _ به زعم بنده "ماکیاولیستی" _ آقای فردوسی پور است برای محاکمه های نه چندان عادلانه اش در برنامه ی 90.
البته این تنها ضعف برنامه نیست. زمانی که تنها برنامه ی اختصاصی و تحلیلی فوتبال ایران، به جای بررسی و نقد فنی فوتبال در هفته ای که گذشت، حاشیه ها را به جای متن وارد کرده و متن را به حاشیه می راند، نمی توان انتظار تأثیری مثبت و عمیق را بر خط سیر فوتبال، توسط آن داشت. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم 90 نان حاشیه سازی و جنجال آفرینی های مجری ماجراجویش را می خورد. بااین تحلیل، تعداد بی شمار تماشاگران 90 نیز چندان تعجب برانگیز نیست. زمانی که حاشیه پررنگ تر از متن باشد، قطعاً جنجال آفرینی، منجر به افزایش تعداد مخاطبان و تماشاگران دنباله رو حاشیه، خواهد شد. طبعاً کمتر کسی حوصله ی تماشای آنالیز حرفه ای یک مسابقه ی فوتبال و بررسی آن از منظر فنی را خواهد داشت، اما بسیارند کسانی که علاقه مندند پیگیر ماجرای مدرک جعلی مدیر عامل فلان تیم باشند.
کیست که نداند فردوسی پور با بهره گیری از تریبون و امکاناتی که در اختیار دارد، نظرات خود را به بیننده تحمیل می کند و نهایتاً در پوشش سخن زیبای "قضاوت با مردم است" به روی این دیکتاتوری آشکار، رسماً ماله کشی می کند. انتقاد، در فضای عادلانه و شفاف و دوستانه است که حقانیت خود را نفی یا اثبات می کند، و اثر گذاری خود را به نحو احسن، خواهد داشت. چگونه انتظار داریم که با "غبار آلود کردن فضا" و تبدیل مباحثه به مجادله، سخن حق، خود را نمایان سازد؟ از نظر من تعداد قابل توجه درگیری های لفظی در 90، حکایت از طراوت و شفافیت این برنامه نمی کند، بلکه بالعکس دلیلی محکم بر مرگ عقلانیت و منطق در برنامه ای است که مجری آن سلطان بلامنازع " بی بند و باری در انتقاد و اظهار نظر" و استاد بی رقیب "تخریب" است. اما این جا "تخریب"، مقدمه ای نیست برای ساختن، که وسیله ای است برای اثبات حقانیت فردوسی پور و برنامه اش.
اینجا سایه بانی است برای فرار از گرمای سوزان سکوت و بی خیالی که تنمان را عجیب سوزانده!