شهر شلوغ پلوغ
کلاهم را باد برد!
پیرزنی غر غرو از خیابان رد شد!
پلیسی مجرمی را رها کرد.
عاقلی از یک سوراخ دو بار گزیده شد!
پیش نمازی دیر به مسجد آمد.
بدصدایی اذان گفت.
زنی چادرش را کنار گذاشت.
کلاس عرفان عملی در اسلام دانشگاهی همزمان با نماز ظهر برگزار شد!!
قلبی شکست.
عارفی خوابید!
کودکی دلش بستنی خواست.
میوه کالی از درخت افتاد!
مسجدی هنگام نماز ظهر تعطیل شد
پیر مردی خربزه را با عسل خورد.
عاشقی به گردو بازی روی آورد.
دزدی به انبار کاه زد....
******
نتیجه اخلاقی: مواظب کلاهتون باشید تا باد نبره!
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11:56 توسط علی پژمان
اینجا سایه بانی است برای فرار از گرمای سوزان سکوت و بی خیالی که تنمان را عجیب سوزانده!