نامه اي به خدا
خدایا شکرت...خدایا خیلی مخلصیم/خیلی نوکرتم خدا...
شكر مي گويم تو را و از تو ممنونم، بابت هديه ي امروزت و همه ي هديه هايت.
پ.ن: اين كه هديه ي خدا به من چي بوده بماند. اما اين متن رو نوشتم، تا ازش تشكر كنم.
پ.ن بعدي: به هرحال هر جوري كه ميتونيم بايد شكر نعمت كنيم ديگه!
پ.ن بعدي تر:خدايا من وقتي به كسي كمك ميكنم يا هديه اي به او ميدهم از او توقع ندارم تا كمكم را و هديه ام را جبران كند. تو هم اين توقع را از من نداشته باش.
پ.ن بعدي تر تر: امروز بعد از شنيدن آن خبر خوب و رسیدن هديه ي خدا به دستم،به شکرانه پنجاه تومن(پنجاه تا تك تومني!) انداختم صندوق صدقات. خدا به اندازه ي يك بی نهایتم كرمش به من هديه داد(با تمام بزرگي هديه اش) و من به اندازه تمام کرمم جبران کردم! خدایا حساب بی حساب!
و در آخر بازهم خدایا ممنونتم.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 17:28 توسط علی پژمان
اینجا سایه بانی است برای فرار از گرمای سوزان سکوت و بی خیالی که تنمان را عجیب سوزانده!